دیشب تو دست شویی داشتم فک میکردم که دیدم یه سوسک رو دیواره

منم دل تو دل بودم که چطور میتونم این موجود اهریمنی رو نابود کنم که

بلند شدم البته لازم به گفتن این نیست که قبلش شلورارم رو کشیدم بالا

که یه لگد نسارش کردم. کم بخت همونطور رو دیوار تا امروز چسبیده بود 

تا که امروز آوردمش پایین و دوباره زیر پا پودرش کردم

نمیدونم این همه خشم ونفرت از کجا امده

البته باید خاطر نشان کرد که این سوصک باعث شد تا من دست از فک کردن بردارم

پس باید اینطور میشد