سگی نزد شیری آمد و گفت: با من کشتی بگیر...

شیر گفت: من با تو کشتی نمی گیرم !

سگ با صدای بلند گفت :

من هم نزد همه ی سگ ها میروم و به آنها میگویم که شیر سلطان جنگل از کشتی گرفتن با من می هراسد ! 

شیر در جواب به هفتاد روش غیرممکن پدر سگ را درآورد